هیچ حرکتى بدون انگیزه نیست، طبعاً حرکت در مسیر شناخت مبدء جهان هستى نیز نمىتواند بدون انگیزه باشد به همین دلیل فلاسفه و دانشمندان براى خداجوئى سه انگیزه اساسى ذکر کردهاند که قرآن مجید به همه آنها اشارههاى روشنى دارد:
١ - انگیزه عقلى
2 - انگیزه فطرى
٣ - انگیزه عاطفى
انسان عاشق کمال است، و این یک عشق جاودانى در همه انسانها محسوب مىشود منتها هرکس کمال خود را در چیزى مىبیند، و به دنبال آن مىرود و گروهى نیز به جاى آب به دنبال سراب و ارزشهاى موهوم و کمالات پندارى مىروند و آن را واقعیت خیال مىکنند.
گاهى از این اصل به عنوان «غریزۀ جلب منفعت و دفع ضرر» یاد مىشود که انسان به خاطر این غریزه خود را موظف مىبیند که نسبت به هر موضوعى که با سرنوشت او (از نظر سود و زیان) رابطهاى دارد برخوردى جدى کند.
ولى نام «غریزه» بر این عشق گذاشتن بسیار مشکل است چرا که غریزه معمولاً به امورى گفته میشود که بدون دخالت اندیشه در افعال انسانها یا جانداران دیگر مؤثر است و به همین دلیل در مورد حیوانات نیز به کار مىرود.
ادامه مطلب ...
مفهوم فطرت این است که انسان حقائقى را بدون هیچگونه نیاز به استدلال درمىیابد، و به وضوح به آن مىرسد و آن را پذیرا مىشود، مثلاً هنگامى که یک شاخه گل جالب و خوشبو را مىبیند اعتراف به «زیبائى» آن مىکند، و در این ادراک هیچ نیازى به استدلال نمىبیند.
مىگوید: پیدا است که زیبا است، نیازى به دلیل ندارد.
درک فطرى درباره خداشناسى نیز از همین قبیل است، انسان هنگامى که به اعماق جانش نگاه مىکند، نور حق مىبیند، ندائى با گوش دل مىشنود، ندائى که او را به سوى مبدء علم و قدرت بىنظیر در جهان هستى دعوت مىکند، مبدئى که کمال مطلق و مطلق کمال است، و در این درک وجدانى درست همانند زیبائى گل خود را نیازمند به دلیلى نمىبیند.
ادامه مطلب را ببیند