یک پرسش

در راستای پاسخ گویی به سولات تربیتی و شبهات دینی فعالیت میکند

یک پرسش

در راستای پاسخ گویی به سولات تربیتی و شبهات دینی فعالیت میکند

تمام راه ظهور تو را با گناه بستم...

تمام راه ظهور تو با گناه بستم...
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم...

کسی به فکر شما نیست راست می گویم...
دعا برای تو بازیست راست می گویم ...

اگرچه شهر برای شما چراغان است ...
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است ...

من از سرودن شعر ظهور می ترسم ...
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم ...

من از سیاهی شب های تار می گویم ...
من از خزان شدن این بهار می گویم ...

درون سینه ما عشق یخ زده آقا ...
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا ...

کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست ...
برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست ...
منبع : http://shabhaye-entezar2.blogfa.com

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد